شخصیّتم آماجِ حسادت شد و تهمت
این بود دُهُل وار، همان فتنه ی شهرت!!
پشتِ سرِ من، توده سخن ها که نچیدند!
هر وقت کسی یافت بسا مایه ی فرصت!!
گفتند که شاهد که ... چو سعدی است!!!
خویَ اش نه جَمال است که پابندِ به شهوت!!!
گفتند دو شخصیّتی است و متفاوت!!!
بیمارِ روانی ست و این مایه ی نکبت!!!
گفتم به زبان گرچه مرا مسخره کردید
تا باز بکردید علیه ام سرِ صحبت
امّا که شما را چه بسا دوست بدارم
پاکانه تر از اشک و به شیرینیِ شربت
من دشمنِ شاهد نِیَ ام ای شاهدِ تبریز!
تزویر و ریا کرده، کُنَم بد به تو نسبت.
برچسب:
نویسنده: نیکی کریمیپور