U
U ـ ـ ـ/U ـ ـ ـ/ U ـ ـ ـ/ U ـ ـ ـ
الا تهرانیان! زاهدنمایانِ سِــــتِبدادی
می آویزند بر دارم در آن میدان آزادی
الا تبریزیان و رشتیان! اکنــــون خدانشناس
بر عالَم حُکم می رانَد به زورِ مکر و جلاّدی
الا! ای اصفهانی! ای قُمی! طوسی! تو شیرازی!
به پا خیز و بسوزان! ریــــشه ی اِفساد و بیدادی
نگاهی مــــــــی کند آزادی از لایِ در و آهی
به لب می گوید ای عالَم! منم سرِّ خدادادی
نگاهِ مـــــــــــــــــــــردِ زندانی به رویِ آسمان افتاد
و سرهنگی کشیدش ماشه را در لحظه ای عادی
به یادِ خاتمی افتاده بودم دوش چه یادی!
هوادارانـــــــی از آن دوّمِ خــــردادِ پولادی
به جایِ هر جوانه، نونهالی می زنـــد بیرون
فقیه ار تیرباران می کند قدهایِ شمشادی
چو می خواهی به معشوقت رسی شاهد ؛ اُفی هرگز
مگو با والــــــــــــــــــــــــــــــدینت تا دَمِ شادیّ و آبادی
برچسب:
نویسنده: نیکی کریمیپور