خوشا هردم خیالی نغز با چشمانِ شهلایت
خوشا اقبال و دولت کُنجِ خلوتگاهِ سیمایت
چه ساحل هایِ شرجی دارد آن دریای چشمانت
خوشا آبی شدن بر روی ساحل هایِ دریایت
مرا مستانه هردم می کند میخانه یِ چشمت
خوشا دریایِ مِی گشتن در آن چشمانِ زیبایت
به چشمانم تماشا کُن! نظر انداز بر رویم!
اگرچه می بَرَد از رو مرا هر دم تماشایت
عجب ایوان و طاقی دارد آن ویلای چشمانت
بخوابم کاش یکدم رویِ آن ایوانِ ویلایت
نگاهت سجده گاهِ عشق و محرابِ مُصلاّیی ست
دلم خواهد نمازی تا گُزارم در مُصلاّیت
به خالِ وحدتت سوگند! در میخانه ی شاهد
رسیدم بر خدا وقتی که دیدم رویِ شیمایت(1)
پاورقی
(1) شیما : زنِ خالدار.
برچسب:
نویسنده: نیکی کریمیپور