(UU ـ ـ/ ـ ـ U ـ/ ـ)
دلِ ما را از خون سرشتند لیلیان از مجنون سرشتند
حقّ اگر گویی هان! همین است : دلِ عاشق محزون سرشتند
شب، شبِ اعدامِ رفیقان! چکّشِ قاضی با طنین اش!
حُکمران شد شب تا که گفتند : گِلِتان با قانون سرشتند!
کارِ ما از قانون گذشته ؛ آنچه بر پیشانی نوشته
جوخه ی اعدام است و رگبار! فطرتی را کَاکنون نوشتند
برچسب:
نویسنده: نیکی کریمیپور