خرید بک لینک

افلاطون و ارسطو

زمانی که سقراط هفتاد ساله در 399 (ق.م.) توسط حکومت عوام سالار(1) محکوم به مرگ با جام شوکران گردید شاگرد بیست و هشت ساله اش ـ افلاطون ـ که از خانواده ای اشرافی(2) بود، عزم بر ترک یونان کرد و در مدّت دوازده سال دوری، از مصر و ایتالیا و فلسطین و هند دیدن نمود. روحانیّون باسواد مصری ـ که ادّعای حکومت از جانب خدا را بر یک قوم کشاورز ساده دل داشتند ـ شاید همان اتوپیایِ افلاطون را تشکیل داده بودند که در سفرش به مصر، مشاهده کرد؛ حکومت اشراف بر عوام ؛ چیزی که وی در آرزویش بود. فلسطین نیز جایگاه پیامبران سامی بود. پیامبرانی که در نظر افلاطون، جامعه گرا می نمودند. سفر بعدی افلاطون هند بود؛ زادگاه بودا و سرزمین اندیشه های عرفانی. خلاصه ی سخن، او در سنّ چهل سالگی با کوله باری از اندوخته های علمی، عرفانی و اجتماعی، عزم بازگشت به یونان را کرد و زان پس تا آخر عمر مشغول تألیف آثارش شد. از مهمّترین نظریّات وی،یکی مُثُلِ افلاطونی است که ترجمه ی واژه ی «ایده ئیو» یا «ایده» است. مُثُل در واقع، حقیقت و اصل اشیاء و واقعیت های این جهان است که در جهان دیگر وجود دارد و واقعیّت هایِ این جهان، تصاویر و نمودهایی از اصل خود (مُثُل یا ایده) می باشند. افلاطون معتقد بود که مرگ، رُجعت به مُثُلِ آن جهانی است و از مشهورترین فرضیه های دیگر وی، حکومت فلاسفه است. وی می گفت که تنها فلاسفه هستند که اگر حکومت را به دست گیرند عدالت را به ارمغان خواهند آورد. دو عامل مهمّ در شکل گیری این نظریّه در افلاطون مؤثّر بود : اوّل اعدام یک فیلسوف (سقراط) به وسیله ی حکومت عوام سالار (که نوعی دموکراسی کور و بی پایه بود و با انتخاب هزار نفر از توده ی عوام ـ که به ترتیبِ نامِ خانوادگی و حروفِ الفبا گُزینش می شدند ـ اداره ی نظام را بر عهده می گرفت و آنها نیز به دلیل عدم تدبیر سیاسی و اجتماعی ، حکم اعدام برای افسران ـ بعد از گزینش ـ و حکم اعدام برای دگراندیشانِ اشرافی، صادر می کردند). دوّم بازدید از نحوه ی حکومتی سایر دول در طول مسافرت هایش(3).

هچنان که می بینید تا اینجا، صحبت از اصول فلسفه ی عقلی به مفهوم ارسطوییِ آن نیست. افلاطون بیشتر نظریاتش را با الهام عرفانی نوشته است از این رو برخی، او را یک فیلسوففِ عقلی.

لطفا ادامه را در پست بعدی مطالعه فرمایید.


پاورقی ها

(1) Democracy.

(2) Aristocrati.

(3) اگر دقت کرده باشید این دو فرضیه، در واقع پاسخ همان دو سؤال مهمّ استادش ـ سقراط ـ است که از خود به یادگار گذاشته بود : 1) فضیلت چیست؟ رسیدن به ایده(اصل و مُثُلِ حقیقی)، 2) بهترین حکومت کدام است؟ حکومت فلاسفه. که استاد طرح کرد و شاگرد جواب داد و بعدها ارسطو بدان جامه ی عمل پوشانید.


برچسبها: اندیشه های فلسفی من
+ نوشته شده در جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:46 توسط شاهد تبریزی(رحیم مویدی) |

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: شنبه 6 خرداد 1396 ساعت: 9:59

صفحه بندی